کتاب هندسه‌های اقلیدسی و نااقلیدسی بهمراه حل تمرینات

300,000 ریال

نهمین چاپ ترجمه اول «هندسه های اقلیدسی و ناقلیدسی» نزدیک به اتمام بود که ویرایش جدید آن به دست مترجم رسید. مترجم پس از مطالعه دریافت که تفاوت ماهوی زیادی بین این ویرایش و ویرایش قبلی وجود دارد، لذا دریغش آمد که خوانندگان این کتاب را با مطالب ویرایش جدید آگاه ننماید. این بود که دست به ترجمه مجدد این کتاب زد، به این امید که باشد خوانندگان عزیز از مطالعه آن به اندازه مترجم بهره گیرند. در این پیشگفتار مترجم لازم دید که قسمتی از مقدمه ای را که در ابتدای ترجمه اول آورده بود مجددا بازگو کند تا خوانندگان به علت انتخاب بعضی از واژه‌های احیانا نامأنوس از سوی مترجم پی ببرند.

توضیحات

نهمین چاپ ترجمه اول «هندسه های اقلیدسی و ناقلیدسی» نزدیک به اتمام بود که ویرایش جدید آن به دست مترجم رسید. مترجم پس از مطالعه دریافت که تفاوت ماهوی زیادی بین این ویرایش و ویرایش قبلی وجود دارد، لذا دریغش آمد که خوانندگان این کتاب را با مطالب ویرایش جدید آگاه ننماید. این بود که دست به ترجمه مجدد این کتاب زد، به این امید که باشد خوانندگان عزیز از مطالعه آن به اندازه مترجم بهره گیرند. در این پیشگفتار مترجم لازم دید که قسمتی از مقدمه ای را که در ابتدای ترجمه اول آورده بود مجددا بازگو کند تا خوانندگان به علت انتخاب بعضی از واژه‌های احیانا نامأنوس از سوی مترجم پی ببرند. اینک قسمتی از آن مقدمه: |
… مترجم باید اعتراف کند که ترجمه این کتاب به دلیل وجود بسیاری از واژه های تازه، امری بسی دشوار بوده است. لذا خواننده باید انتظار داشته باشد که با واژه هایی احیانا نامانوس برخورد نماید. با اینکه مترجم کوشش زیادی کرده است تا واژه هایی را که برمی گزیند (یا می سازد) به قدر کافی ساده و رسا باشند، تردید دارد که در این امر توفیق یافته باشد. به عنوان مثال، نخستین مشکلی که مترجم با آن مواجه شده انتخاب واژهای مناسب برای کلمه کنگروانس (congruence) به معنی هندسی آن بوده است. توضیحا باید اشاره کنم که معنی تساوی در جبر با معنی آن در هندسه کاملا متفاوت است. در جبر، وقتی می نویسیم ۷ = $x$، منظور این است که $x$ همان ۷ است و یا $x$ نامی است برای عدد ۷. لیکن در هندسه چنین نیست. وقتی می نویسیم «در مثلث $ABC$، $AB=AC$» منظور یکی بودن ساقهای $AB$ و $AC$ نیست، بلکه منظور این است که این دو ساق از لحاظ طول با هم برابرند، یعنی می توان آن دو را چنان برهم نهاد که تمام نقاط یکی بر دیگری قرار گیرد. اقلیدس واژه تساوی (و نماد آن =) را به معنی اخیر آن نیز به کار برده و در اثبات قضایای مربوطه از این برهمنهی استفاده کرده است. از این رو هندسه دانان برای جلوگیری از اشتباه، همواره سعی داشته اند از به کار بردن کلمه تساوی در هندسه اجتناب، و به جای آن از واژه کنگروانس استفاده کنند. واژه همنهشتی که تاکنون برای ترجمه کنگروانس به کار می رفته فقط در جبر مناسب است. بدیهی است که این معنی نمی توانسته در اینجا وافی به مقصود باشد، زیرا همنهشتی (چنانکه از ترکیب کلمه پیداست به معنی نوعی تساوی جبری است، در حالیکه می بایست واژه ای پیدا کرد که دقیقا به معنی خود تساوی باشد.
بحثهای مفصل با اهل فن برای یافتن واژه مناسب و خوش آهنگی که بتواند جایگزین این «تساوی» در زبان فارسی شود به نتیجه ای نرسید. لذا مترجم موقت (تا زمانیکه واژه رسایی پیدا نشده) واژه قابلیت انطباق با را برای این منظور برگزیده و در همه جا به کار برده است. در واقع مراد از واژه قابلیت انطباق با در این کتاب دقیقا همان تساوی هندسی است، و هر زمان که خواننده با این واژه مواجه می شود باید در ذهن خود تساوی هندسی را مجسم سازد.
واژه دیگری که در این ترجمه کرارا به کار برده شده واژه نداشت به جای واژه آکسیوم (axiom) البته نه به معنای اقلیدسی آن است که از ساخته های فرهنگستان زبان است. همانگونه که می دانیم، اقلیدس گزاره هایی را که بدون دلیل می پذیرد به دو دسته پوستولاها (postulates) یا اصول موضوعه (که حقایق هندسی هستند)، و آکسیوم ها یا علوم متعارفه (بدیهیات اولیه) که حقایق کلی هستند تقسیم میکند. ولی امروزه که این تقسیم بندی از میان رفته است، دیگر چیزی به نام علوم متعارفه وجود ندارد و آکسیوم و پوستولا، هردو، به یک معنی اصل موضوع به کار برده می شوند. چون مؤلف هر دو این واژه ها را به دفعات زیاد به یک معنی به کار برده است، مترجم اصل موضوع (یا بعضی اوقات اصل) را به جای پوستولا و پنداشت را به جای آکسیوم به کار برده تا نشان دهد که مؤلف کدام واژه را در چه مقامی به کار برده است.

 

Feedback